کرم خبر
کرم عجیبی است که وقتی در جان می افتد هیچ کاریش نمی توان کرد...
کرم اش که می آیدهمه خاطرات دربدری های گذشته را ناگهان می برد...
همه این بازی ها ،خبرها ،گزارش ها ،توقیف ها و باز کردن های جدید، دلم را تنگ می کند ، آن کرم را می لولاند در وجودم ...مثل دیدن چشمه ای آب (حالا نه به آن زلالی و تمیزی )گیرم که استخری حتی پر از کلر ، که با دیدنش ویرت بگیرد لخت شوی و شیرجه روی در آن...برای آن کس که کرم خبر دارد و شیطنت و دوندگی های تا نیمه شب ، دوران انتخابات دوران طلایی است و من توبه کرده و کنج و عزلت گزیده.